+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 0:40 قبل از ظهر
  به قلم: مرضيه
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 7:32 بعد از ظهر
  به قلم: مرضيه
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 7:30 بعد از ظهر
  به قلم: مرضيه
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 7:18 بعد از ظهر
  به قلم: مرضيه
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 7:13 بعد از ظهر
  به قلم: مرضيه
|
با دو دست خالي از عشق
ديگه هيچ جا جاي من نيست
انگاري چيزي مرهم
واسه اين زخماي تن نيست
من فراموش شدم و تو
هنوزم تو نفسامي
رفتي بي من ولي انگار
هرجا ميرم تو باهامي
رفتي گفتي خاطراتت
جاي من واست ميمونن
كاشكي بودي و ميديدي
دلم از دوريت ميخونه
كاش انقدر دوست نداشتم
كه بگم بي تو نميشه
كاش دلت سنگي نبودو
دل من از جنس شيشه
كاش فقط يه رو ز ديگه
بي تو من دووم بيارم
تا بتونم بازم عشقم
تو ر
و رو چشام بزارم
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 4:16 بعد از ظهر
  به قلم: مرضيه
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 4:9 بعد از ظهر
  به قلم: مرضيه
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 9:6 بعد از ظهر
  به قلم: مرضيه
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 8:32 بعد از ظهر
  به قلم: مرضيه
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 7:54 بعد از ظهر
  به قلم: مرضيه
|